پـــرنـــسـ🍇ــســـ بـــهــ🌷ـاریـــ💜پـــرنـــسـ🍇ــســـ بـــهــ🌷ـاریـــ💜، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره
💜پادشاه بهاری 💜💜پادشاه بهاری 💜، تا این لحظه: 47 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره
🍇ملکه زمستانی🍇🍇ملکه زمستانی🍇، تا این لحظه: 43 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره
★☆​★ Spring Girl Diary ★☆★★☆​★ Spring Girl Diary ★☆★، تا این لحظه: 5 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره
اشنا شدنم با نی نی وبلاگاشنا شدنم با نی نی وبلاگ، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره
عینکی شدنمعینکی شدنم، تا این لحظه: 9 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره
اشنا شدنم با مهسا بهترین دوستاشنا شدنم با مهسا بهترین دوست، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 23 روز سن داره
دور شدنم از مهسا به دلیل بسته شدن مدارسدور شدنم از مهسا به دلیل بسته شدن مدارس، تا این لحظه: 6 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره
میراکولر شدنممیراکولر شدنم، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

▁ ▂ ▄ ▅ ▆ ▇ █ Spring Girl Diary █ ▇ ▆ ▅ ▄ ▂ ▁

تو میتونی:)

انتخاب رشته

انتخاب رشته برای من قطعا یکی از مسخره ترین بخشای زندگیمه...بطرز مسخره ای بین همه رشته ها چرخیدم، و آخر اونی رو انتخاب کردم که همیشه میگفتم عمرا اگه برم! اولا عاشق ریاضی بودم..میگفتم هیچ رشته ای برام بهتر از این نیست! وقتی شیشم شدم، دیدم یکم ضعف دارم توی ریاضی، ضعفام رو برطرف کردم، اما تصمیم گرفتم اگه قراره رشته ای برم، جزو فنی حرفه ای باشه، یا کار دانش. اواسط هفتم دیدم نه جدی، از کار عملی انجام دادن خوشم نمیاد...ولی علاقه ام به شعر و نویسندگی(اونایی که قدیمی ان تو وبلاگ شعرای بی قافیه و بی مفهومی که مینوشتمو دیدن😂💔) و همینطور اقتصاد و درسای تخصصی مربوط به رشته انسانی، باعث شد این رشته رو بعنوان هدف ذر نظر بگیرم. اما اواسط هشتم مت...
1 خرداد 1405

💀💔

دیشب مطالب قبلی رو حذف کردم اکثرا...واقعا متاسفم که چهار سال منو رو تحمل میکردین تو این وب💔🤣
17 بهمن 1404

«بهترین دوست» ۱

یکم دیره که اینو بنویسم ولی خب...اصلا اینجا رو یادم نبود. ۱۲ سالم بود...تازه وارد مقطع راهنمایی شده بودم. از بچگی دوستهای زیاد یا صمیمی نداشتم، کلا در حد یک یا دوتا دوست که اوناهم باهاشون اونجور که باید صمیمی نبودم. یجورایی اینجوری بود که اونا بهترین دوستام بودن ولی من یکی از دوستانشون بودم. خلاصه، راهنمایی رو به امید اینکه چند سال عادی رو برای درس خواندن بگذرونم، شروع کردم. وقتی تو کلاسا نشستیم، همه باهم دوست بودن، همه یکی رو داشتن، همه آشنا بودن، انگار فقط من تنهام آرزو میکردم کاش اون شیفت پیش دوست سال قبلم بودم ولی خب... الان خوشحالم که اون شیفت نرفتم. روز اول که همه بچه ها میخواستن کلاسشونو عوض کنن، من میخواستم همونج...
16 بهمن 1404

صد سال گذشت😂

فکر میکنم دوسالی باشه که اینجا هیچی نذاشته باشم😂😭 دلم برای اینجا تنگ شده حقیقتا...اون زمان که تازه اومده بودم به نی نی وبلاگ خیلییی اینجا خوب بود...الان خبری ندارم راجبش ولی خدایی اینهمه بازدید تو وبلاگم از کجا میان؟ آمار رو دیدم اصلا پرام ریخت😂😭
9 شهريور 1404

احساسات مزاحم! (۲)

شما دوست دارین فرد متفاوتی باشین یا همرنگ جماعت؟ دوران مدرستونو یادتونه؟ فکر کنم خیلیاتون هنوز تو همین دوران باشین گاهی شده مثلا ببینین کل مدرسه یا حداقل کلاستون کار هست که همشون انجام بدن یا اجازه ای داشته باشن یا یه وسیله ای داشته باشن اما شما نه؟ منظورم دقیقا نداشتن همون چیز یا اجازه یا انجام ندادن اون کاره حتی اگه از اون وسیله بهترشو ذاشته باشین یا اون کار کار بیخودی باشه ، یا شما اجازه ای داشته باشید که اونا نداشته باشن ، ممکنه یه لحظه احساس بدی کنید ...‌‌( البته بگم به خاطر بچگی یا بهم ریختگی هورمونی تو دوران نوجوونی هم ممکنه همچین احساسی بگیرید) یه احساس مزاحم دیگه تتو همین مدرسه وجود داره!  ( البته من م...
20 مرداد 1403

احساسات مزاحم!

تا حالا شده ببینید یکی کوچیک تر از خودتون داره مثلا توی یه همایش صحبت میکنه ، رتبه ورزشی آورده یا...؟  اون لحظه چه احساسی داشتین ؟ یه احساس نرمال احساس خوشحالی برای اون فرده و همینطور تشویق کردنش. اما گاهی اوقات احساسات اشتباهی سراغ آدم میان مثلا ممکنه اون صحنه رو ببینی و بجای خوشحال شدن ناراحت بشی . واسه چی؟ واسه اینکه اون ازت کوچیکتره و این موفقیت رو داره اما تو چی؟ و همین احساس مزاحم می‌تونه به اعتماد بنفس و اراده آسیب بزنه  یا یه احساس مزاحم دیگه   تو کاری رو به هر دلیلی نمیتونی انجام بدی و دوسش داری. یلحظه میبینی دوستات یا افراد دورت اون کارو دارن انجام میدن اون لحظه بدون توجه به اینکه تو خیلی چی...
18 مرداد 1403

حال و هوای دو سال گذشته

همینطور که میدونید ، تقریبا دو‌ساله که کرونا رفته و راحت شدیم... تو این دوسال ، مدارس باز شدن و همچی به حالت عادی برگشته. از اینکه مدارس باز شدن تا حدی خوشحالم ، چون واقعا درس آنلاین هم برای معلم هم دانش آموزها سخته و تازه کلی از بچه ها بخاطر همین موضوع به شدت افت تحصیلی پیدا کردن. ( از جمله خودم) تازه ، بخاطر اینکه بچه ها از سنین کم گوشی دستشون بود برای مدرسه ، آسیب دیدن ، هم جسمی و هم روحی. وقتی بعد دو سال وارد مدرسه شدم ، انگار اولین باری بود که دارم میرم مدرسه...حس خاص و عجیبی داشتم و بر خلاف بقیه بچه ها ، ذوق زده بودم. سال تحصیلی جدیدی شروع شده بود و وقتی جلوی در کلاسمون وایساده بودم یکی زد به پشتم و اسممو صدا زد : راضی...
14 تير 1403