احساسات مزاحم! (۲)
شما دوست دارین فرد متفاوتی باشین یا همرنگ جماعت؟
دوران مدرستونو یادتونه؟ فکر کنم خیلیاتون هنوز تو همین دوران باشین
گاهی شده مثلا ببینین کل مدرسه یا حداقل کلاستون کار هست که همشون انجام بدن یا اجازه ای داشته باشن یا یه وسیله ای داشته باشن اما شما نه؟ منظورم دقیقا نداشتن همون چیز یا اجازه یا انجام ندادن اون کاره
حتی اگه از اون وسیله بهترشو ذاشته باشین یا اون کار کار بیخودی باشه ، یا شما اجازه ای داشته باشید که اونا نداشته باشن ، ممکنه یه لحظه احساس بدی کنید ...( البته بگم به خاطر بچگی یا بهم ریختگی هورمونی تو دوران نوجوونی هم ممکنه همچین احساسی بگیرید)
یه احساس مزاحم دیگه تتو همین مدرسه وجود داره! ( البته من مدرسه رو مثال میزنم)
فرض کنید یه دوست خوب و قدیمی دارین و وقتی وارد سال تحصیلی جدید میشین اون با یکی دیگه دوست میشه ، پیش اون میشینه ، زنگ تفریحا همیشه با اون میگرده ،...
یه احساس مالکیت و حسادت و تنفر همزمان ...
تا حالا شده با لباسایی که دوست نداشته باشید جایی برید ؟
و حتی اگه اون لباسا بهتون بیاد و واقعا قشنگ باشه یه حسی دارید که انگار همه دارن درباره شما حرف میزنن...، یه حسی که خیلی خجالت میکشین...
( شمام تو کامنتا چندتا حس مزاحم دیگه بگید تو پست بعدی میزارم)









احساسات مزاحم! (۲) 



